خانه » رمان (صفحه ی 3)

رمان

رمان خانم خوش زبون

رمان خانم خوش زبون


رمان خانم خوش زبون

در خدمت کاربران عزیز رمان پلاس هستیم با رمان عاشقانه دیگری با نام ” رمان خانم خوش زبون ” امیدواریم مورد پسندتون قرار بگیره همراه ما باشید با توضیحات و دانلود./

خلاصه رمان خانم خوش زبون »

با تعجب جیغ زدم:
_چی شد؟؟؟ دنیااا
داشتم تکونش میدادم که همون صدا گفت:
_تکونش ندید خانوم شاید جاییش شکسته باشه
دستمو سریع عقب کشیدم، ترافیک شده بود و مردم دورمون جمع شده بودن… پاشدم و رو به مرده گفتم: …

ادامه مطلب

رمان من تو او دیگری

رمان من تو او دیگری


رمان من تو او دیگری

همراه شما هستیم با رمان فوق العاده زیبای عاشقانه با نام “ من تو او دیگری ” در رمان پلاس همراه ما باشید

خلاصه رمان من تو او دیگری »

مسئول خدمات :سلام مهندس آرمند… سوار اسانسور شد. ابدارچی :سلام مهندس آرمند…
منشی :سلام آرمیتا جون… آرمیتا با حرص گفت :پرستو… پرستو لبخندی زد وگفت :باشه
بابا خانم مهندس… دستهایش را روی عرض میز گذاشت و به انها تکیه داد وگفت :
امروز چرا اینجا اینقدر شلوغه … پرستو :برای استخدام حسابدار …

ادامه مطلب

رمان شاهدخت پسرنما

رمان شاهدخت پسرنما


رمان شاهدخت پسرنما

در خدمت شما هستیم با رمان اربابی دیگری با نام ” شاهدخت پسرنما ” امیدواریم مورد پند شما واقع شود همراه رمان پلاس باشید./

خلاصه رمان شاهدخت پسرنما »

با خستگی به تابلوی روستا نگاه کردم
نفسمو فوت کردم بیرون بالاخره رسیدم …
پوزخندی زدم و کلاهمو روی سرم درست کردم …
دستمو برای ماشینی که داشت میومد تکون دادم نیسان ابی رنگ جلوی پام نگ داشت راننده ی پیر سرش رو از پنجره داد بیرون
پیر مرد _بله پسر جون

ادامه مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

DMCA.com Protection Status